ودرعصر اورانیوم بدنیا آمدم
ودرتنگ بلور پرورش یافتم
من بدور از هرگونه
بی احساسی رشد کردم
وقدم کمی از بوته یاس
کوتاهتر است
روی کهکشان راه شیری
ششخانه ای کشیدم
وبا پای راست
لیلی می کنم
سالهای نوری پشت سرهم
گذر کردند وسن من
به سن مریخ رسید
باران که باریدن گرفت
برایم جشن تولد گرفتند
به یاد سالهایی که گذشت
شمع روشن کردند
حالا قدم کمی از بوته یاس
بلندتر شده
وعقلم
شاید برسد به اندازه یک گردو
عصر عصر اتم است
قرن قرن رایانه
وهنوز من مثل کودکی هستم
که دلش بستنی می خواهد
